تبليغاتX
...::: واژه های خیس :::...


...::: واژه های خیس :::...

خدایا ..... !!!

دلم میخواد شبیه

بی کس ترین ادم های روی زمین باشم

شبیه ادم هایی که جز تو یاوری ندارند

از عظمت مهربانیت در حیرتم

چگونه به من محبت میکنی

در حالی که در سرزمین قلب و وجودم

فصل سرد شیطانی حاکم است

خدایا .....!!!!

سجده میکنم در برابرت که اینقدر

در برابر من و گناهان من صبوری

کمکم کن ......

کمکم کن تا این مهربونی های تو را درک کنم ..

 

 

 

..

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 15:29 توسط ....::پریناز::....| |

           
 
 
کاش می شد خویشتن را بشکنیم

یک شب این تندیس تن را بشکنیم

بشکنیم این شیشه صد رنگ را

این تغافل خانه نیرنگ را

آسمان دوستی آبی تر است

شب در این آیینه مهتابی تر است

من نمی گویم کسی بی درد نیست

هرکسی دردی ندارد مرد نیست

لیک می گویم که فصل سوختن

آب را هم می توان آموختن

خنده ها را می توان تقسیم کرد

گریه ها را می توان ترمیم کرد

خطر می بارد از این فصل سرد

دوستی راباید اول بیمه کرد

عشق با لبخند مردم زنده است

  زندگی هم با تبسم زنده است
 .
 
 
                 
 
 
             
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 14:39 توسط ....::پریناز::....| |


Design By : Night Skin