|
بی دلیل ... می رسد به آسمان صدای گریه های من شرمسار لحظه های بی تو بودنم... شرمسار وقتهای خستگی.... شرمسار روزهای پشت هم بدون نام تو هی هی از کنارهم گذشته ایم ... تو ! خوانده ای مرا و من ... من! دیده ام تو را و تو ... باز و باز... تو بخوان مرا بخوان! می رسد به تو صدای گریه های من!
از وبلاگ«http://on16.blogfa.com/»
بعد ازین خورشید می ماند غریب ، می تراود از لبش ام یجیب حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه گردنت را می شکست انجا اگر عباس بود
دیرگاهیست که هر روز به تنهایی خویش بر سر جاده ی هجرت که وداعم دادی، منتظر می مانم
ای رفیق نیمه راهم نارفیق بر مزارم گریه کردن را چه سود ، ای شفیق؟
به تو سوگند به نذر گل سرخ به پروانه ای که در عشق فنا میگردد زندگی زیبا نیست انچه زیباست تویی یادمان باشد ازین غمکده روزی برویم که کسی عطر تو را حس نکند و ندزدد تو را از من و من هیچ شوم تو که اغازه من و لحظه ی پایان منی برای شمیم عزیزم بووووووس |
About
اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 Specific
فتو نایت
آپلود عکس
گالری عکس
کد موسیقی لایت
قالب های نایت اسکین
LinkDump
"خواندنی دیدنی از همه جا" |